دوشنبه 11 دی 1396

دیر کردی ما شام خوردیم

   نوشته شده توسط: کتاب رایا    

در پشت جلد این کتاب آمده است: «تصمیم گرفته بود با کسی کاری نداشته باشد تا کسی هم مزاحم او نشود. تن به گفت وگو نمی داد. در دنیای خودش زندگی می کرد. با این همه، آدم های فضول دست بردار نبودند. گاه و بی گاه متلک بارش می کردند که زبانش را گربه ها خورده اند. ما می دانستیم یک روز سرانجام طاقتش طاق می شود و با صدای بلند جواب همه را می دهد، اما کی؟ این را نمی دانستم. آدم هایی که سکوت می کنند یک روز فریاد می کشند، از جلد خود بیرون می آیند و کس دیگری می شوند، کسی وحشتناک و غمگین، و آن وقت دیگر کنترل شان از دست خارج می شود. نباید سربه سرشان گذاشت.»

«دیر کردی ما شام را خوردیم» شامل 28 داستان کوتاه است که «حرف ها»، «نیمه ی تاریک»، «مردی روبه روی دریا»، «انتظار»، «وقتی کتی می آید»، «آفتاب سفید»، «چیزهای شکسته»، «جمله هایی روی تابلو اعلانات»، «میشل در نوشابه های گازدار»، «پژمردن گلدان های شمعدانی»، «دیر کردی ما شام را خوردیم»، «از شب های ترس»، «اضطراب بعد از دور شدن کشتی»، «غریبه ای از زبان غریبه ای دیگر»، «زمان بیشتری در نور ماه»، «فراموشی»، «شبیه کابوس»، «کمی در آسمان»، «دفاع از انگورها»، «دنیای عجیب»، «یکشنبه»، «ما فراموش شدیم»، «آن دو خروس»، «عبور درد از پیشانی»، «مردی با پیژامه»، «شبی از پاییز»، «درباره ی ژس های او» و «پرنده ای در پیراهن» نام این داستان هاست.

در قسمتی از داستان «اضطراب بعد از دور شدن کشتی» می خوانیم:  «چرا چرا باید به سوال ها جواب بدهیم وقتی جوابش را نمی دانیم؟ مگر با جواب غلط به سوال ها مشکلی حل می شود؟ اگر جواب های مان سوال هایی در تاریکی خود داشته باشند آیا به تعداد سوال ها اضافه نمی شود؟ باید گاه وبی گاه در برابر جواب دادن ایستادگی کنیم. چرا نمی گوییم جوابی نداریم تا دیگران را به اشتباه نیندازیم؟ اصلاً مگر چه اتفاقی می افتد جواب سوالی را ندانیم؟»


.


انتشارات

نیماژ

مولف

رسول یونان



برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید
02166414040


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر